گرفتن وام و کسب ثروت

گرفتن وام و ثروت

گرفتن وام همیشه یکی از راه حل های دم دستی برای رفع مشکلات مالی، بهبود مالی و نهایتا رسیدن به ثروت در تصور عموم مردم بوده و هست.

 

در همه جای دنیا، ارزش های فرد، خانواده، مدرسه، سیاستمداران و جامعه با هم تفاوت زیادی ندارند.

با هم داستان های زیر را مرور کنیم!

 

داستان منطقه محروم

بنده در منطقه ای به دنیا آمدم که همیشه عنوان “منطقه ی محروم” را یدک می کشید و اصلا فراموش نمی کنم که مردم از این عنوان خیلی لذت می برند و همیشه عاشق این بودند که جلوی فرماندار، نماینده مجلس ، استاندار و خیرین نقش قربانی های تمام عیار را بازی کنند تا بتوانند حداقل کمک مالی را بگیرند و هر کس که می توانست این بیچارگی و محتاج بودن را بهتر نشان دهد طبیعتا فردی با جنم شناخته می شد.

کاش کتاب “ثروتمندترین مرد بابل” را همه می خواندند تا بتوانیم درک کنیم که پول و ثروت و دارایی ربطی به تصاحب پول ندارد و فقط یک امر ذهنی و درونی است.

یعنی افراد اگر از ذهنیت فقر بیرون بیایند از “هیچ” ثروت می سازند، در بیابان برهوت ( مثل بابل باستان ) دارایی ایجاد می کنند ولی اگر ذهنیت آن ها فقیر باشد با داشتن الماس، طلا و نفت هم نمی توان به ثروت، رفاه و آسایش رسید.

اگر آن انرژی ای که برای مظلوم نمایی گذاشته می شد برای یافتن راه های بهبود کسب و کارها و روش های خلق ثروت گذاشته می شد، بعد از مدتی از افراد محتاج به افرادی بخشنده تبدیل می شدند.

 

داستان وام گرفتن مملکت

ما بچه ها بزرگ شدیم و یکی رئیس است یکی وزیر و یکی رئیس جمهور.

و جالب است که همان رفتار قربانی بودن در مسائل مالی در سطح کلان در حال تکرار شدن است، همان محرومیت و مظلوم نمایی بین المللی شده است.

یکی تلاش می کند از بانک جهانی بودجه بگیرد، دیگری از بانک توسعه اسلامی، یکی دیگر از صندوق بین المللی پول، دیگری از سازمان بهداشت جهانی، دیگری از یونسکو، دیگری از یونیسف و هر کس پول بیشتری بگیرد مطمئنا تا مدت ها باد به غبغب می اندازد که از بقیه با عرضه تر بوده و تلاش او شایسته تقدیر است.

 

چرا تعدادی از کشورها کمک کننده و وام دهنده اند ولی تعدادی دست شان همیشه برای گرفتن دراز است؟

کاش خواندن و آزمون دادن کتاب “ثروتمندترین مرد بابل” برای تمام صاحبان مناصب در مملکت اجباری می شد به جهت اینکه درک کنند تا زمانی که ذهن انسان فقیر باشد پول گرفتن از این و آن مشکل مملکت را حل نخواهد کرد.

داستان وام گرفتن افراد

در حوزه بهبود مالی افراد، همیشه یکی از دغدغه ای مردم برای حل مشکلات مالی شان وام گرفتن است و مدت ها وقت می گذارند تا بانک را راضی کنند که وام بدهد و مدت ها پیش دیگران رفت و آمد می کنند تا ضامن پیدا کنند و با خوشحالی فکر می کنند که با این وام دیگر مشکلات مالی آن ها حل می شود، ولی بعد از گرفتن وام، مدت ها درگیر ناراحتی های پرداخت اقساط هستند که زندگی آن ها را باز هم دچار تنش بیشتری می کند.

اگر پول گرفتن مشکل را برطرف می کرد سارق بانک یا طلا فروشی مشکلات مالی اش حل شده و زندگی خوبی را شروع می کرد.

همان طور که در بالا نوشتم مشکلات مالی درونی هستند نه بیرونی یعنی با ذهن فقیر نمی توان به رشد و بهبود مالی دست پیدا کرد.

آیا وام هم، خوب و بد دارد؟

بله درست است.

اگر وام برای خرید دارایی و تولید پول باشد یعنی پول و سود بیشتری بسازد، بدهی خوب نام دارد.

اگر وام برای پرداخت قرض، خرید مصرفی یا کندن از بانک باشد، بدون اینکه تولید پول داشته باشد و فقط قسط هایش روی دست فرد بماند، بدهی بد نام دارد.

آیا وام گرفتن مشکلات مالی را برطرف می کند؟

برای افراد معمولی که در مشکلات مالی تقلا می کنند وام آن ها را دچار آشفتگی بیشتر می کند آنها باید به خودشان بیایند و روش کار خود را تغییر دهند، کار با کیفیتی ارائه کنند، خدمات با کیفیتی ارائه کنند، یک خلاقیتی به خرج بدهند یا با مشاوران مالی صحبت کنند.

به هر حال، راه حل آن ها بیشتر از اون که توی بانک باشه، توی ذهنشون هست تا در روش زندگی و روش کار یک تغییر و بهبودی ایجاد کنند.

برای افرادی که به بلوغ مالی رسیده اند و می دانند با پول چه کار کنند قضیه فرق می کند شاید فردی بخواهد وام بگیرد و کسب و کار موفق ( نه شکست خورده ی) خود را توسعه دهد.

شاید کسی در بازارهای مالی خبره است و می داند با پول چه کار کند،

شاید کسی هم به سازو کار و سیستم بانک ها آشناست و بخواهد وام کلان بگیرد و پس ندهد که داستانش جداست.

قابل توجه:

ما فعلا فقط در مورد شرایط و وضعیت وام در ایران صحبت می کنیم و فعلا کاری با سیستم بانکی دیگر کشورها نداریم.

سوالاتی که باید از خود بپرسیم؟

آیا من می دانم برای اجرای برنامه یا ایده ام چقدر پول نیاز دارم؟

آیا من باید با کار و تجارت این پول را به دست آورم یا باید بروم سراغ وام؟

آیا من برای اجرای ایده ام مشکل پول دارم یا مشکل ذهنیت پول ساز؟

 

پول ساختن آدم را می سازد، وام گرفتن آدم را رشد نمی دهد

موردی که باید بسیار مورد توجه قرار گیرد اینست که وقتی به دنبال پول ساختن باشیم شخصیت ما رشد می کند، هوش مالی ما بالاتر می رود و ما به آدم بزرگ تری تبدیل می شویم.

در حالیکه وام گرفتن هیچ بلوغ مالی و پولی ایجاد نمی کند و حتی شخصیت افراد را بیشتر متزلزل می سازد و آن ها را در بند مشکلات مالی نگه می دارد. چون ریشه مشکلات مالی پول نیست بلکه ذهنیت است و ثروتمندان هم به خاطر پول به این جایگاه نرسیده اند بلکه به خاطر ذهنیت سطح بالا و ثروت ساز خود رشد کرده اند.

راه حل پیشنهادی برای رفع مشکلات مالی:

همانطور که در بالا ذکر کردم برای حل دائمی مشکلات مالی، باید در روش کارکردن یا زندگی کردن یا هر دو تغییر ایجاد کنید و وارد شدنِ موقت مقداری پول مشکل را برطرف نخواهد کرد و هر جایی که پول های قبلی رفته اند این وام هم به همانجا خواهد رفت.

سخن آخر:

تصمیم با شماست چون مسولیت صددرصدی تمام تصمیمات مالی بر عهده شخص شماست و از آن گریزی نیست.

ولی تو را به خدا ذهنیت فرزند خود را فقیر بار نیاورید و از الان کتاب های سواد پولی و مالی که “علم ثروت” نام دارد را در اختیار آن ها قرار دهید. این ارزشمندترین هدیه شما به آنها خواهد بود.

 

شاد، سربلند و توانگر باشید

عبداله حاجی جعفری

کوچ بهبود مالی

موسس سایت تکنولوژی ثروت

 

لینک این مطلب در سایت بیشتر از یک نفر

نظر شما چیست ؟       لطفا سوال، ابهام یا نظر خود را به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید